لازم است در باره مطلب اخیرم "قتل بنلادن ادامه کشتار سرخپوستان" توضیحی بدهم.
من همان ذهنیتی را قاتل بنلادن دانستم که به کشتار سرخپوستان نیز دست میزد. این حرف را نباید به ضد آمریکایی بودن تعبیر کرد یا به معنای شباهت بنلادن با جرومینو گرفت. اشاره من به ذهنیت خشنی در هیئت حاکمه آمریکا است که رگهای از نژادپرستی دارد. مهاجم و جنگ طلب است. زندگی را در سرکوب و برتری طلبی میبیند. ثروتمند، اما سیری ناپذیر است...
من همان ذهنیتی را قاتل بنلادن دانستم که به کشتار سرخپوستان نیز دست میزد. این حرف را نباید به ضد آمریکایی بودن تعبیر کرد یا به معنای شباهت بنلادن با جرومینو گرفت. اشاره من به ذهنیت خشنی در هیئت حاکمه آمریکا است که رگهای از نژادپرستی دارد. مهاجم و جنگ طلب است. زندگی را در سرکوب و برتری طلبی میبیند. ثروتمند، اما سیری ناپذیر است...
با "کوکلوسکلانها"یی که سیاه پوستان را آتش میزدند کم و بیش آشناییم! بد نیست بدانیم پدربزرگ جرج دبلیو بوش متهم است استخوانهای همین "جرومینو" را (که نامش اسم رمز بنلادن بود) چون غنیمتی جنگی از قبرش دزدید! بیان مختصر این ماجرا شاید روشنگر "ذهنیت سفید پوست آمریکایی" مورد نظر من باشد:
جمجمه انسان به عنوان غنیمت جنگی
گروه "جمجه و استخون" (Skull & Bones) یک گروه رسمی دانشجویی دانشگاه "یل" (َYale) است. این گروه به نامهای دیگر چون "The Order of Death" (لژ مرگ) Knights of Eulogia و "لژ 322" هم شناخته میشود.
شهرت این لژ به خاطر سیاستمداران طراز اولی است که عضوش بودهاند. از بنیانگذاران این لژ یکی "پرسکات بوش" (Prescott Bush) پدربزرگ جرج دبلیو بوش است. پرسکات بوش با همقطارانش در سال 1918 مقبره "جرومینو" رهبر سرخپوستان را ده سال پس از مرگش نبش قبر میکنند و جمجمه او را به غنیمت میبرند!
بالاخره در سال 2006 مورخی به نام مارک ورتمن (Marc Wortman) نامهای مییابد که مفاد آن آشکار میسازد جمجمه و استخوانهای رهبر سرخپوستان درون ویترینی در کلوپ گروه "جمجمه و استخوان" دانشگاه "یل" نگهداری میشود!
جمجمه انسان به عنوان غنیمت جنگی
گروه "جمجه و استخون" (Skull & Bones) یک گروه رسمی دانشجویی دانشگاه "یل" (َYale) است. این گروه به نامهای دیگر چون "The Order of Death" (لژ مرگ) Knights of Eulogia و "لژ 322" هم شناخته میشود.
شهرت این لژ به خاطر سیاستمداران طراز اولی است که عضوش بودهاند. از بنیانگذاران این لژ یکی "پرسکات بوش" (Prescott Bush) پدربزرگ جرج دبلیو بوش است. پرسکات بوش با همقطارانش در سال 1918 مقبره "جرومینو" رهبر سرخپوستان را ده سال پس از مرگش نبش قبر میکنند و جمجمه او را به غنیمت میبرند!
بالاخره در سال 2006 مورخی به نام مارک ورتمن (Marc Wortman) نامهای مییابد که مفاد آن آشکار میسازد جمجمه و استخوانهای رهبر سرخپوستان درون ویترینی در کلوپ گروه "جمجمه و استخوان" دانشگاه "یل" نگهداری میشود!
در سال 2009 عدهای از بازماندگان آپاچی، منجمله هارلین جرومینو (Harlyn Geronimo) خواهان استرداد و به خاک سپاری جمجمه پدربزرگ و رهبر فقید خود میشوند. استناد آنها به قانون "American Indian Graves Protection and Repatriation Act" است که در 1990 به تصویب رسید و مضمونش "بازگرداندن مقبورات سرخپوستان" بود. وکالت پرونده را "رمزی کلارک" دادستان کل پیشین ایالات متحده به عهده میگیرد. پرونده در نهایت به دلیل نبود مدارک قاطعی که وجود جمجمه را در دانشگاه "یل" ثابت کنند، مختومه اعلام میگردد.
دانشگاه "یل" طی بیانیهای در نیویورک تایمز اعلام کرد: جمجمه جرومینو در این دانشگاه نیست . "یل" اما در همین بیانیه خاطر نشان ساخت که از جانب گروه "جمجمه و استخوان" صحبت نمیکند، چرا که فعالیتهای این گروه مستقل از دانشگاه صورت میپذیرد.
جرومینو باقی عمر را در زندانی دور از میهن به سر آورد. در انتها عمر آرزوی دیدار بازماندگان قبیله و بازدید سرزمین مادری را داشت اما تقاضایش رد میشود. جرومینو در سال 1909 در سن هشتاد سالگی در تنهایی و غربت فوت میکند.دانشگاه "یل" طی بیانیهای در نیویورک تایمز اعلام کرد: جمجمه جرومینو در این دانشگاه نیست . "یل" اما در همین بیانیه خاطر نشان ساخت که از جانب گروه "جمجمه و استخوان" صحبت نمیکند، چرا که فعالیتهای این گروه مستقل از دانشگاه صورت میپذیرد.
جرومینو کیست؟
شاید شناسایی بیشتر جرومینو هم برای درک ذهنیتی که "اسامه بنلادن" و "جرومینو" را مشابه میبیند، مفید باشد:
شاید شناسایی بیشتر جرومینو هم برای درک ذهنیتی که "اسامه بنلادن" و "جرومینو" را مشابه میبیند، مفید باشد:
جرومینو، متولد 1829 و نام اصلیاش "Gokhlayeh" بود که به معنای کسی است که خمیازه میکشد. در هفت سالگی پدر و مادرش را از دست میدهد. بازرگانی به نام "James Johnson" با همدستی شکارچیان انسان (جایزه بگیرها) افراد قبیله را به جشنی دروغین دعوت میکنند و همه را به آتش گلوله میبندند. چهارصد نفر کشته میشوند، منجمله خانواده جرومینو. جایزه بگیرها پوست سر کشتگان را میکنند تا به ازای تحویل آن پول خویش را دریافت کنند.
رئیس قبیلهای به نام "Mangas Coloradas" سرپرستی جرومینو خردسال را به عهده میگیرد. سال 1858 در 29 سالگی مادر ناتنی، همسر و سه کودکش به دست ارتش مکزیک به قتل میرسند. او تصمیم به انتقام میگیرد و با همراهی یکی از روسای آپاچی به نام "Cochise" شکست پرتلفاتی به ارتش مکزیک وارد میکند. آنها تا چند سال به مکزیک حملاتی میکنند.
پس از مرگ "Cochise" قبایل متحد جرومینو را به ریاست جنگ انتخاب میکنند.
در سال 1876 دولت آمریکا جرومینو و قبیلهش را در قرارگاه سان کارلوس اسکان میدهد که صحرایی مطلقا بیآب و علف است. سرخپوستان برای ادامه حیات وابسته به مواد خوارکی اندکی هستند که ارتش گهگاه میفرستد. همان نخستین سال صدها نفر از بیماری و گرسنگی میمیرند. سال دوم نیز بر همین منوال میگذرد. جرومینو با درد و رنج بسیار شاهد مرگ دسته جمعی افرادش است. تصمیم میگیرد اردوگاه را ترک کرده و با باقیمانده قبیله به مرز مکزیک فرار کنند.
از این پس تا سال 1886 جرومینو و جنگجویانش به تناوب در جنگ و صلح با حکومت مرکزی آمریکا و مکزیک قرار دارند. جنگجویان سرخپوست به "رئیس جرومینو" تواناییهای ماورالطبیعه نسبت میدهند.
جرومینو با جنگ و گریزهای هوشمندانه به مدد تنها 500 جنگجوی سرخپوست توانست لشکر مجهز 5000 هزارنفری آمریکا و ارتش 3000 نفری مکزیک را به ستوه آورد. سرانجام آمریکاییها در سال 1886 مبلغ 2000 دلار جایزه برای سر او تعیین میکنند. در این زمان جرومینو با 36 تن از رزمندگان باقیمانده خود را تسلیم ارتش آمریکا میکند.
رئیس قبیلهای به نام "Mangas Coloradas" سرپرستی جرومینو خردسال را به عهده میگیرد. سال 1858 در 29 سالگی مادر ناتنی، همسر و سه کودکش به دست ارتش مکزیک به قتل میرسند. او تصمیم به انتقام میگیرد و با همراهی یکی از روسای آپاچی به نام "Cochise" شکست پرتلفاتی به ارتش مکزیک وارد میکند. آنها تا چند سال به مکزیک حملاتی میکنند.
پس از مرگ "Cochise" قبایل متحد جرومینو را به ریاست جنگ انتخاب میکنند.
در سال 1876 دولت آمریکا جرومینو و قبیلهش را در قرارگاه سان کارلوس اسکان میدهد که صحرایی مطلقا بیآب و علف است. سرخپوستان برای ادامه حیات وابسته به مواد خوارکی اندکی هستند که ارتش گهگاه میفرستد. همان نخستین سال صدها نفر از بیماری و گرسنگی میمیرند. سال دوم نیز بر همین منوال میگذرد. جرومینو با درد و رنج بسیار شاهد مرگ دسته جمعی افرادش است. تصمیم میگیرد اردوگاه را ترک کرده و با باقیمانده قبیله به مرز مکزیک فرار کنند.
از این پس تا سال 1886 جرومینو و جنگجویانش به تناوب در جنگ و صلح با حکومت مرکزی آمریکا و مکزیک قرار دارند. جنگجویان سرخپوست به "رئیس جرومینو" تواناییهای ماورالطبیعه نسبت میدهند.
جرومینو با جنگ و گریزهای هوشمندانه به مدد تنها 500 جنگجوی سرخپوست توانست لشکر مجهز 5000 هزارنفری آمریکا و ارتش 3000 نفری مکزیک را به ستوه آورد. سرانجام آمریکاییها در سال 1886 مبلغ 2000 دلار جایزه برای سر او تعیین میکنند. در این زمان جرومینو با 36 تن از رزمندگان باقیمانده خود را تسلیم ارتش آمریکا میکند.
او پیش از مرگش خاطرات خود را برای خبرنگاری تعریف میکند ولی نوشتهها تا سالها اجازه انتشار نمییابند. در نهایت با اجازه رسمی شخص روزولت، آن هم پس از دست بردن در آن و تعدیل و تصرف، به چاپ میرسند.
جرومینو گفته:
دوست دارم بدانم چه کسی دستور دستگیری و دار زدن مرا صادر کرد. من که داشتم با خانوادهام در صلح و صفا زیر سایه درختان سرزمینم زندگی میکردم. همان طور که ژنرال کرووک امر کرده بود. بارها تقاضای صلح کردم. اما همیشه فرستادگان و مترجمان دردسر آفریدند.
من هرگز بدون دلیل قانونشکنی نکردم. و اگر شما از عدالت صحبت میکنید و یا اگر حتی به آن میاندیشید، پس بایست نخست به بیعدالتیهایی فکر کنید که بر انسان سرخپوست رو داشتید، بیعدالتی که به عمق اقیانوسها و به وسعت اقیانوسهاست و کسی را یارای عبور از آن نیست و هر اندیشهای در آن غرق میگردد.
قانونشکنیهای من در برابر آن جوی باریک و خشکی است که سفیدپوستان آزمند آن را از اشک مردمم لبریز ساختند. من فقط اشکهایی را که همین سفیدپوستان روان ساختند به حلقومشان ریختم، تا آخرین قطرهاش را، طوری که بتوانم در بستر خشک رود بروم، بی آنکه ردایم از اشک مردمم خیس شود. بمن بگویید، آیا شما در این بیعدالتی میبینید!؟
مگر قانون خود شما نمیگوید انسانی که انسان دیگری را به قتل برساند باید مجازات و به قتل برسد؟ سرخپوستان پیش از آن که شما به این جا بیایید چه جمعیت انبوهی بودند؟ پس ببینید شما چقدر سرخپوست کشتهاید! شما بنا به همان قانون خودتان نباید هیچکدامتان این جا باشید، بایست همگی مرده باشید اگر که قانونتان قانونی حقیقی بود.
ترجمه و تلخیص از ویکی پدیا و سایتهای مختلف اینترنتی


0 - اگر حرفی هست -:
ارسال يک نظر
نظرات در این وبلاگ بدون بازبینی منتشر میشوند.
سیستم بلاگاسپات بیشتر از 200 پیام دریک صفحه نشان نمیدهد!
برای دیدن بقیه نظرات باید صفحه پیامها را به صورت پنجره مجزا (popup) باز کرده و سپس در پایین صفحه گزینه "جدیدتر" یا "جدیدترین" را انتخاب نمایید.